X
تبلیغات
رایتل

بیشتر از دو ساعت دور شهر چرخیدیم تا به هتل مورد نظر که جا رزرو کرده بودیم رسیدیم هوا هم فوق العاده سرد شده بود و برف می بارید یه ساعت استراحت کردیم و بعد برا دیدن شهر به سمت بازار رفتیم  با اینکه نزدیک بازار بودیم دو ساعت بیشتر دوره خیابونا گشتیم بسکه همه خیابوناشون یه طرفه بود تا به مقصد رسیدیم ، اگه پیاده میرفتیم یه ربع هم راه نبود!

اول رفتیم مرکز خرید مشروطه که همش لوازم خانگی بود و به کار ما نمیومد، بعد رفتیم مرکز خرید عابر گذر میدون نمازی و از اونجام رفتیم بازار سنتی تبریز، اکثر مغازه ها بسته بود هوا هم فوق العاده بد هیچی نخریدم فط گریفورت گرفتیمو بردیم تو اتاقمون خوردیم .

صبح ساعت 9 از خواب بیدار شودیدم وسایلمونو جم کردیم که هم یه دور دیگه تو تبریز بزنیمو هم زودتر تا هوا بدتر نشده بریم ارومیه...

رفتیم مسجد کبود ، مسجد که چه عرض کنم خرابه ای بیش نبود بیشتر کاشیکاریش از بین رفته بود سه تا دیوارکوب کوچلو سفالی برای یادگاری از اونجا خریدم و بعد رفتیم مرکز خرید کبود مغازه های اونجام اکثرا بسته بود ، خود تبریزیهام میگفتن با این آب و هوا نمیتونید جای درست و حسابی شهر رو ببینید (اینم از شانس ما بود دیگه!)

راه افتادیم سمت ارومیه حدوده چهار ساعت تو راه بود بسکه جاده لغزنده و هوا برفی بود، با سلام و صلوات خودمونو به ارومیه رسوندیم دویست متر مونده به خونه پدر شوهری یه ماشینی نچندان محترم کوبویدن به ماشینمونو یه در ماشین غر شد! (این همه راه با احتیاط اومدیم هیچی نشد تو داخل شهر تصادف کردیم) حال سیا واقعا گرفته شد تا دو ساعت اخماش باز نمیشده هر چی بهش میگفتم بابا فدای سرت ، خدا رحم کرد اتفاق بدتر نیوفتاد، جلو پدر و مادرت زشته... اخماش باز نمیشد...