X
تبلیغات
رایتل

روزای پنجشنبه میشم خانوم خونه و در خدمت منزل گرام هستم و به شغل شریف خانه داری می پردازم ولی زیاد اهل کار خونه نیستم زیاد دست و دلم به کار نمیره سطحی تمیز کاری میکنم دوست دارم مثل این خانوما که تعریف میکنن خونمو برق بندازم ولی نمیتونم یعنی هر چی تمیز میکنم به دلم نمیشینه الانم فقط فکر خونه تکونیم! هنوز شروع نکردم اصلا نمیدونم از کجا و چه جوری باید شروع کنم یه آبجی هم نداریم بیاد کمکمون! مامان خانم که تو کارای خودشم مونده بسکه پاهاش درد میکنه! چند وقت فقط بهش فکر میکنم ولی هنوز اقدام نکردم...

جمعه ناهار خونه مامان اینا بودیم بعدش با هم رفتیم نمایشگاه فروش بهاره کلی خرید الکی پلکی کردیم شده بودیم مورچه (فقط آذوقه خریدیمو انبار کردیم) ماشاا... با این قیمتا به رخت و لباس نمیرسیم زرنگ باشیم فقط میتونی صورتمونو با سیلی سرخ کنیم! همه می نالن از این اوضاع اقتصادی ولی هیچکس هیچ اقدامی انجام نمیده فقط غر میزنیم، کارگر، کارمند، شغل آزاد ... پای حرف هر کدوم می شینی میگن دخل و خرجشون با هم نمیخونه ...

شنبه در خدمت خلق ا... بودیمو مدیر گرام ! به فرموده مدیر تازه به دوران رسیده رفتیم مرکز برای کسب امتیاز بیشتر ولی خوشم اومد خوشگل دماغشو سوزودن آخه هنوز باور نداره اداره ما هر چقدر هم خوب کار کنه از دید مسئولین بالا آخره... بچه های اداره میگن اینجا تبعیدگاه سازمانه مسئولین رده بالا همه کارکنان این اداره رو به چشم تبعیدی نگاه میکنن... و با اعصابی خورده شیشه ای بدون گرفتن امتیاز لازم برگشتیم اداره ...

امروزم باز از اون همایشهای مسخره داشتیم برای برنامه ریزی برای سال 91 (ای خدا چه زود روزگار میگذره، امسال هم داره تموم میشه و ما هنوز اندر خم یه کوچه ایم) کلی بریز بپاش کردن تا در راستای برنامه ریزی یکی از نمایندگان مجلس محترمو بهمون معرفی کنن برای رای دادن! 

تا حدودی برنامه های کاری سال 91 مون مشخص شد ولی هنوز برای برنامه زندگیمون هیچ فکری نکردیم...!!!!!!