X
تبلیغات
رایتل

امروز وقتی از اداره اومدم خونه شروع کردم به تمیزکاری ... خونه خیلی کثیف شده بود چند وقت بود که حسابی کار توش نکرده بودم همه جارو گرد و خاک برداشته بود کلی گردیری کردم جارو و بخارشور کشیدم از ساعت چهار شروع کردم نزدیکای ساعت هشت کار تموم شد آا سیا هنوز تشریف نیورده بودن زن زدم بهش میگم کجایی هی میگه بیرونم! نمیدونم این بیرون اسم نداره!؟ بعد از کلی اصرار گفتن علاء الدین هستند! شصتم خبردار شد بالاخره کار خودشو کرد! رفت برا خودش گوشی بخره...

به من که میرسه آقا هیچی پول نداره هر خرجی میخواد بکنه پرو پرو میگه دونگتو بده! حالا کاشکی دونگش مساوی تقسیم میشد جور تقسیم میکنه که خودش باید یک پنجم بده بنده باید چهار پنجم بقیه رو بدم! (خیلی وقتا زیر بار نمیرم خیلی وقتام تمام و کمال پول یه وسیله رو خودم میدم...)

حالا تو این نداری دیدم آقا خوشحال و خندون با یه فروند گوشی گالکسی سامسونگ تشریف فرما شدن با اینکه خیلی خسته و عصبانی بودم با خوشروئی ازش استقبال کردمو بابت گرفتن کادو به این گرونی برام تشکر کردم ...

قیافش دیدنی هر دفعه که برا کادوش (گوشی که برا خودش خریده بودو براداشتم جای کادو تولد و سالگرد ازدواج و روز زن...) ازش تشکر میکنم قرمز میشه و میخنده ...

تا چند روز سوژه خنده دارم میتونم کلی سر به سرش بذارم