X
تبلیغات
نماشا
رایتل

برعکس من که تو اداره هیچ کاری نداشتم سر سیا تو اداره خیلی شلوغ بود نمیتونست مرخصی بگیره تازه اضافه کار هم وایمیستاد ! من دیگه از چهارشنبه نرفتم سرکار ولی سیا چهارشنبه و پنجشنبه رو رفت تازه میخواست جمعه رو هم بره که نذاشتم... دوازدهم قرار بود مهمون داداشم اینا به همراه فامیلای خانمش تو دل طبیعت باشیم و از مرکز هم باهام تماس گرفتن که برای روز سیزده به در حتما باید بیای کمک یکی از بچه ها که برنامه اجراء کنید بدین ترتیب عملا فقط جمعه رو میتونستیم بریم مسافرت که تنبلی و خستگی اجازه ندادو موندیم خونه، مهمونی آقا داداش هم کنسل شد افتاد برا هفته بعد ولی اجراء برنامه سیزده به در به قوت خودش باقی موند صبح یکشنبه (روز طبیعت) به همراه سیا رفتم اداره وسایل کارمو برداشتم رفتیم به همراه یکی از همکارا در خدمت خلق ا... تا بتونیم یه روز خاطرانگیز براشون ایجاد کنیم (البته همه برا تفریح اومده بودن! بودو نبود ما زیاد تاثیر گذار نبود ولی چه کنیم با این رئیس بزرگمون که برا مطرح شدن سر تو هر سوراخی میکنه، خدا کن حداقل به هدفش برسه) تا ظهر برناممونو اجراء کردیم برا ناهار رفتیم خونه مامان اینا بعد از ظهر هم رفتیم تو پارک محل سیزدمونو به در کردیم ... شب هم مامان اینا خونمون موندن.

امروز هم سر وقت رفتم اداره تا ثابت کنم که آدم با ظرفیتی هستم ، اهل سوء استفاده نیستم و به حرف رئیسم (البته رئیس خوش قلب نه عقده ای) خیلی خیلی احترام میذارم (خدایی خیلی بهممون حال داد مرخصمون کرد تا چند وقت خیلی دوسش میدارم به خاطره این حرکت جوانمردانش...) وقتی گفت صبح چهاردهم سرکارت باش ... سرکارم حاضر شدم با اینکه دیشب مهمون داشتمو دیر وقت خوابیده بودم... 

باز تو اداره هیچ کاری نداشتیم و خیلی از همکارا هنوز نیومدن از تعطیلات و ما هم امروز فقط تا ساعت 4:30 غاز چروندیم...