X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یکشنبه نیروی جدیدی که با عنوان پست من به اداره معرفی شده بود تشریف فرما شدن یه دختر خانم کم سن و سال بود رئیسمون بهش گفت برو قسمت اداری تا یه جا براتون پیدا کنیم (اصلا اجازه ندادن بیاد تو اتاق ما با اینکه نامه اش برای قسمت ما خورده بود) دو روز تو قسمت اداری بودن تا امروز شدن مسئول آمار و اطلاعات اداره! و من همچنان سر پست خودم مشغول خدمت به خلق ا... هستم! ته دلم میخواست جای منو عوض کنن ولی هر چی گفتم موافقت نکردن ... خدارو شکر راضیم به رضای خدا.

دیروز درگیر کار پکیج بودیم سیا جون زحمت کشیدنو بالاخره سیستم گرمایی خونه رو مجهز کردن، سوپرایز خیلی بزرگی برام بود چون قرار بود زمستون سال آینده اقدام کنیم ولی چون آبگرمکن جوابگو آبگرم خونه نبود و چند هفته ای مجبور بودم با آب سرد ظرف بشورم (هر دفعه بعد از تموم شدن ظرفا، دستای یخ زدمو میبردم میچسبوندم به سیا و می گفتم "دلا بسوززززززززد" و همسری محترم دلشون سوختو دو میلیون رفتن زیر قرض و قسطی پکیج رو خرید...دیروز زودتر اومده بود خونه و نصاب خبر کرده بود تا قبل از اینکه من بیام میخواست که پکیج نصب شده باشه و منو سوپرایز کنه، من آخراش رسیدم کلی ذوق زده شده بودم ، البته خونه رو داغون کرده بودن ولی بعد از رفتن نصاب با کمک سیا خونه رو سرو سامون دادیم خیلی خوب شده بود واقعا تعریفایی که در موردش شنیده بودم صحت داشت از دیشب تا حالا هوای خونه گرم و مطبوع شده و دکوراسیون خونه هم بهتر شده (بخاری رو از وسط پذیرایی برداشتیم کلی جا باز شد) سیا جون دست گلت درد نکن بهترین کادوی ولنتاین رو بهم دادی ، قربونت برم عزییییییییییزم .....!!!

هنوز آثار شادی توی صورتم هویداست (نیشم تا بنا گوشم بازه) هر چند دقیقه یه بار از شوشوی گرام برای این از خود گذشتگیش و با این هم قرض و قوله باز تن به یه بدهکاری دیگه به خاطره راحتیمون داد تشکر میکنم...