X
تبلیغات
نماشا
رایتل

صبح از در اتاق که اومدم تو مدیر جدید سریع گله کرد چرا دیروز تلفنمو جواب ندادی منم خودمو زدم کوچه علی چپ اٍ اٍ اٍ شما بودید؟ کارم داشتید؟ اخماشو کرد تو همو گفت کار برا دیروز بود!! شمارمو سیو کنید! منم گفتم چشم! (روم نشد بگم لطفا بعد وقت اداری باهام تماس نگیرید)

بعده ۵ دقیقه یه لیست بلند بالا گذاشت جلومو گفت تا ساعت ۱۱ اینکارارو ازتون میخوام منو میگی هر چی توضیح دادم که اینکارا قبلا با کیفیت بهتر انجام شده دیگه نیازی به دوباره کاری نیست زیر بار نرفت مجبور شدم انجام بدم همش تو دلم فشش میدادم میگفتم بی جنبه حالا تلفنتو جواب ندادم این بچه بازیها چیه!! ولی بعد از اینکه رفت از اتاق بیرون از بقیه بچه ها پرسیدم دیدم برا همه بچه ها کلی کار لیست کرده!! همه دارن فشش میدن (آخه آدم حسابی اول بیا یه چرخی بزن با محیط و نوع کار آشنا شو بعد امر و نهی کن) آقا رفته یه نمونه کار از یه اداره دیگه برداشته اورده اونو سرلوحه کارش قرار داده میگه الاوبلا همین که من میگم درسته!! دیگه چیچی میشه به این آدم گفت ما هم مطابق میلش کارارو انجام دادیم فقط از این میترسم تو نظارت دوره ای ما بریم زیر سئوال بگن ایشون تخصص نداشتن شما که داشتید!! امروز کشف کردم که آقا 2 ترم مشروط شدن و از ادامه تحصیل باز موندن و همچنان با مدرک دیپلم اومدن مدیر شدن! سنی هم نداره که بگیم به واسط تجربه به اینجا رسیده (پارتی چه کارا میکنه، پدر پارتی نداشتن بسوزه ه ه ه که هر چی به سرمون میاد بخاطر این نقصه، نمیدونم اون موقع که پارتی قسمت میکردن من کجا بودم نمیدونم؟!؟)

غروب مامان تماس گرفت گفت میخوام برم دندونپزشکی شام بیان اونور، بیرون چند جا کار داشتیم رفتیم کارامونو انجام دادیمو رفتیم دنبال مامان دندونپزشکی و رفتیم خونه مامان اینا، آیسان هم اونجا بودو کلی ذوق و بازی و خنده داشتیم آخر شب هم سیا و داداشی رفتن درمونگاه بعدش اومدیم خونمون.