X
تبلیغات
نماشا
رایتل

همیشه اول صبح بعد از انجام دادن کارای خونه و آماده شدن برای رفتن به اداره، وبلاگمو چک میکنم تا ببینم آمار دیروزش چند نفره، بعد میرم سراغ وبلاگ دوستان ببینم مطلب جدیدی گذاشتن یا نه.

تو وبلاگ یکی از دوستان یه چیزی دیدم که همون جا خشکم زد، دنیا تو سرم خراب شد، وای مگه میشه، به همین راحتی، به همین راحتی خانواده شوهر با زندگیش بازی کردن، به همین راحتی طلاق گرفتن، به همین راحتی از عشقشون گذشتن، به همین راحتی .....

الهی بگم خدا باعث و بانی شو (عفی رو)  چیکار بکنه، آخه چرا انقدر راحت شده همه چیز برامون، چرا دیگه برای هیچ چیز احترام قائل نیستیم ....

چه راحت یه زندگی رو ازهم پاشیدن، مشکلشون اصلا حاد نبود خیلی راحت حل میشد ولی نخواستن نخواستن نخواستن...... 

وقتی دیدم نوشته طلاق گرفتیم دلم براش کباب شد نمیدونستم چی بگم چی براش بنویسم که بتونم تصلی وجودش باشه هیچ چیزی نتونستم بنویس جزء اینکه: خلاص شدی!

تمام روز فکرم پیشش بود خلقم گرفته بود حوصله کار کردن نداشتم آخه چرا انقدر راحت؟ چرااااااااااااااااااااااااا؟

.واقعا گل گفت هر کی این جمله رو گفته:

درد را از هر طرف که بنویسی و بخوانی درد است

بخدا درده انقدر راحت یه زندگی رو از هم پاشوندن

بخدا درده خودخواه بودن

بخدا درده نادیده گرفتن دیگران

بخدا درده بی تفاوت بودن

بخدا درده دست رو دست گذاشتن

بخدا درده بی عار و بی دردی............